![]() |
![]() |
|
| همدلي از هم زباني بهتر است |
|
ديگه از خسته بودن ، خسته شدم ... ... ... سال 1358 در يك خانواده متوسط در تهران به دنيا آمدم. پدرم مصرف كننده ترياك بود و هميشه از بوي ترياكي كه پدرم مي كشيد، خوشم مي آمد. سرانجام به علت عدم آگاهي، وارد بازي اعتياد شدم . از 15 سالگي ، مصرف ترياك را بصورت تفريحي شروع كردم . مدت ها با اين تفكر كه قرص، اعتياد ندارد و چون اعصاب من خراب است و بايد آرامش داشته باشم ، شروع به مصرف ديازپام، اگزازپام،... كردم.مصرف حشيش هم كه شده بود نقل مجلس و مكمل ترياك، تا اين كه يك روز ماموران نيروي انتظامي ، من را با 9 گرم ترياك گرفتند . تا صبح از خماري به خودم مي پيچيدم . بعد از خوردن 30ضربه شلاق، روانه زندان شدم. يك ماه در زندان به طرز فجيعي خماري، گرسنگي ، بي خوابي ، درد و . . . را تحمل كردم . شبي كه مي خواستم از زندان آزاد شوم، نوشته اي را كه بر روي ديوار زندان بود ، خواندم : " يادت مي ره " پيش خودم گفتم امكان نداره يادم بره، همه چيز ديگه تمام شده . ساعت 4 صبح رسيدم خانه. مادرم رفته بود زيارت، پدرم هم خواب بود.بالاي سر پدرم رفتم، با گريه بوسش كردم و گفتم " توبه ، توبه ، توبه " ساعت 6 صبح همان روز براي امتحان رانندگي به شهرك آزمايش رفتم. آنقدر حالم خراب بود كه نتوانستم ماشين را روشن كنم. سرفه هاي شديد وعطسه هاي پياپي، امانم را بريده بود. پاكي من 40 روز بيشتر دوام نياورد. نمي دانم چي شد كه با هروئين آشنا شدم و تزريقي شدم. اوايل مصرف هروئين، فكر مي كردم وارد بهشت شده ام و زندگي يعني همين ، غافل از اينكه فرمانبردار شيطان شده ام . مصرف روزانه من شده بود يك وعده ترياك خوراكي ، 2 وعده هروئين مشامي ، 2 وعده تزريق هروئين و نصف شب هم يك وعده هروئين مشامي . تب ولرزوتشنج، تنها چيزي است كه ازتزريق هروئين و ترياك و مصرف قرص به ياد دارم. يادمه يك بار براي تزريق به دستشويي رفتم ، روسري مادرم را محكم به دور بازوم پيچيدم و سرنگ را در رگم فرو بردم. وقتي مي خواستم روسري را باز كنم، سرنگ به داخل چاه افتاد. در آن لحظه، از شدت خماري نفهميدم چه كار مي كنم. سرنگ را از توي چاه بيرون آوردم و دوباره در رگم فرو كردم . وقتي به گذشته فكر مي كنم ، نمي توانم باور كنم كه اين همه بدبختي را با دستان خودم رقم زدم ، اما به هر حال ، هرچه بود گذشت و از آن دوران ، تنها يك درس و تجربه باقي مانده و آن ، اين كه اعتياد در هر لباسي اعتياد است و هرگز پير يا جوان ، زن يا مرد ، باسواد يا بي سواد، غني يا فقير، ديندار يا بي دين و ... نمي شناسد و هر كسي ممكن است به راحتي وارد اين بازي شود . من به نقطه اي رسيده بودم كه با تمام وجود فرياد مي زدم: " خدايا من از بدبخت بودن خسته شدم، از نادان بودن خسته شدم، از بي هدف بودن خسته شدم، از خسته شدن، خسته شدم " . يك روز از طريق يكي از دوستان، براي درمان اعتياد با مكاني كه به روش تدريجي و كاملا رايگان مي باشد ، آشنا شدم . البته قبل از آشنايي با اين موسسه بارها به روش هاي مرسوم و متاسفانه غلط معمول در جامعه مثل ترك با قرص، كپسول هاي گياهي، قطع يك دفعه و حتي بهزيستي اقدام به ترك كردم ولي بعد از مدتي با مصرف بالاتر و مواد بيشتر دوباره شروع به مصرف مي كردم . حرف زدن درمورد اين موسسه برايم خيلي سخت است.چون در واقع خانواده، آبرو، شرافت و حتي زنده بودنم را مديون اين موسسه و روش درمان تدريجي اش هستم . روش درمان تدريجي، يك روش بي نظير، معقول، علمي و تجربي است كه در آن صورت مساله اعتياد در قسمت جسم ، روان و جهان بيني به صورت كامل شكافته شده و به طور كلي ، بر روي شناخت انسان در صور آشكار و پنهان كار مي كند . قبل از ورود به اين موسسه همه من را به اسم " علي مايكل " مي شناختند. سال 82 هنگامي كه 9 ماه از قطع مواد من مي گذشت، به لطف خدا به سفر حج مشرف شدم و از علي مايكل به " حاج علي " تبديل شدم، آن وقت بود كه فهميدم صفت گذشته در انسان صادق نيست. اگر تا ديروز بد بودم و در عمق تاريكي به سر مي بردم، هيچ دليلي كه امروز و فردا هم بد باشم. در حال حاضر كه اين مطلب را مي نويسم ، پس از طي 11 ماه سفر تدريجي ، نزديك به 6 سال از آزادي من مي گذرد و به عنوان كمك راهنماي درمان رايگان اعتياد مشغول خدمت هستم و به عنوان كاپيتان تيم فوتسال فعاليت مي كنم . تا كنون موفق به كسب 3 عنوان آقاي گل مسابقات عقاب طلايي كه همه ساله به مناسبت روز جهاني مبارزه با مواد مخدر در پارك طالقاني برگزار مي شود، شده ام . همچنين علاوه بر كار در يك شركت خصوصي ، حدود دو سال است به كلاس تمرين دف نوازي مي روم . از طرفي من در سال 75 ترك تحصيل كرده بودم ولي به لطف خدا در سال 82 ادامه تحصيل دادم و ديپلم گرفتم و هم اكنون در رشته موسيقي در دانشگاه مشغول به تحصيل هستم . آري من همان كسي هستم كه تا ديروز جامعه به من برچسب هاي بي غيرت ، بي اراده ، دزد و ... را نسبت مي دادند، اما چه اتفاقي افتاده كه امروز ...؟ تمامي اين تغييرات را مديون لطف خداوند هستم كه پس سال ها تحمل سختي و امتحان راه هاي نادرست، راه صحيح و درمان قطعي بيماري اعتياد را به من نشان داد. از تمام عزيزاني كه دراين راه مرا صادقانه وبدون چشم داشتي ياري کردند سپاسگزارم.
" انشاء الله همه آن كنيم كه فرمان است "
با تشکر از حاج علی عزیزم که همیشه مرا حمایت و راهنمایی کرده.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 2:16 توسط سوشيانت |
|
|
انسان كامل يعني انساني كه قهرمان همه ارزش هاي انساني است |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 11:57 توسط سوشيانت |
|
|
۲۰٪ کودکان خیابانی به سیگار ومواد مخدر اعتیاد دارند . . . مصطفي آقاجاني، استاد مددکاري، در اينباره اظهار داشت: بيشتر کودکان خياباني درگروه سني 15 تا 17 سال قرار دارند و با توجه به موقعيت کاري و زندگي شان در معرض انواع آسيب ها قرار مي گيرند.
حدود 20 درصد کودکان خياباني به مواد مخدر اعتياد دارند که از اين ميان نزديک به 15 درصدشان معتاد به سيگارند و پنج درصد ديگر به انواع مواد مخدر معتاد هستند.
وي با بيان اينکه تمام کودکان خياباني از نظر اقتصادي و فرهنگي زير خط فقر قرار دارند، ادامه داد: حدود 40 در صد از اين کودکان در خانواده هايي زندگي مي کنند که دست کم يکي از اعضا به مواد مخدر اعتياد دارد.
سيگار، حشيش و هروئين به ترتيب بيشترين فراواني در استفاده از مواد مخدر را در ميان کودکان خياباني و متکديان دارند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 10:45 توسط سوشيانت |
|
ای دل قبول محول اهل دلا شوی
گر هم نوای خسته دلی بینوا شوی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 0:32 توسط سوشيانت |
|
كي مي دونه عشق يعني چي و عاشق به كي مي گن ؟!. چند وقتي كه بخاطر مسائلي فرصت نشد حرف دل بنويسم، ولي اين بدان معني نيست كه حرفي نباشه !!! اتفاقا" يه دنيا حرف رو دلم سنگيني مي كنه كه دنبال يه ذهن بازتر و زمان مناسب مي گردم تا با شما عزيزان در ميان بگذارم. چند وقت كه يه سوال به باقي سوال هاي بي جوابم اضافه شده و پاسخي مناسب پيدا نمي كنم و اونهم
اينه كه اصلا" عشق يعني چي ؟ چقدر در زندگي ما نقش داره ؟ اگه نباشه چي مي شه ؟ . . . مي دونيد از كجا اين سوال تو ذهنم قوت گرفته ؟ خب بخاطر نوع فعاليتم با عزيزان و اشخاص مختلفي سروكار دارم، وقتي به حرفاشون گوش مي كنم يا وقتي دل نوشته هاي بعضي از دوستان رو كه با
موضوع عشق مي نويسند رو مي خونم، تنها چيزي كه حس نمي كنم احساسي ناب و مظلوم بنام عشق ! همه اش حرف از بي وفائي، جدائي، تنهايي، نامردي ، . . . و اكثر حرفا طمع تلخ بي وفائي، اكثر نگاها نا اميد و سياه، اكثر احساسها سرد و بي روح و . . . بازهم حرف از عشق زده مي شه ؟!. نمي دونم شايد من تجربه عشق رو نداشتم يا لااقل به اين صورت نداشتم ؟!. تاجائيكه دل من مي گه، عشق يعني احساس آزادي در اوج اسارت، يعني جاري شدن با وجود تمام سدها، يعني اميدوار بودن در سرزمين نا اميدها، يعني يكي شدن با وجود تمام قرينه ها، . . . و در يك كلام عشق يعني فنا شدن در او با تمام من ها ، . . . . به قول استاد: " عاشق را با عشق كار است، با معشوق چه كار " نمي دونم مگه مي شه حرف ازعشق زد و نا اميد بود؟ چطور مي شه ادعا ي عاشقي كرد ولي در ظاهر و باطن، مايوس و غم زده و دل مرده بود؟ كسي كه نتونه درد عشق رو تحمل كنه، اصلا عشق رو نفهميده. آخه اگه عشق درد فراق و ناز معشوق و جور زمونه رو نداشته باشه كه تكرار يه عادت روزمره و وابستگي خودخواهانه است. " درد فراق است كه لذت وصال را افزايش مي دهد " اميدوارم عزيزاني كه تجربه سخت ولي شيرين عشق و لمس احساسات ناب رو دارند، مثل هميشه با حضوري گرم و احساسي سبز دلگرممون كنند.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 12:7 توسط سوشيانت |
|
اگر در باغچه ذهن خود گل نكاريد، علفهاي هرز خود به خود مي رويند! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 3:11 توسط سوشيانت |
|
|
کراک 4 برابر هروئین عضلات معتادان را تخریب میکند :
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم فروردین 1387ساعت 23:14 توسط سوشيانت |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چون خالق مهربان ما الله است
آغاز سخن همیشه بسم الله است این وبلاگ, نوشته ای است از تجربیات,مطالب علمی,واقعیتهای اجتماعی و آرزوهای هدفمند در مورد آسیب های اجتماعی(بخصوص بیماری اعتیاد)و قصد دارد با همفکری شما عزیزان از زاویه ای متفاوت به آسیب اجتماعی نگاهی بیاندازد.نگاهی از روی ( تفکر - ایمان - محبت ) اگر دوستان نیاز به مشاوره علمی و رایگان دارند می توانند به مدیریت وبلاگ ای میل کنند . شماره تماس راهنمای درمان رايگان انواع سوء مصرف مواد: 02177648490 سلام . . . |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 |
|
RSS
|