![]() |
![]() |
|
| همدلي از هم زباني بهتر است |
|
مرده بدم ، زنده شدم . . .
يكسال گذشت و چه پر بار گذشت. مي دانيد كه زندان چيست و زنداني كيست ؟! خب ما در جهان زندان هاي مختلفي داريم كه هر خطاكاري براساس نوع تخلفش اعم از قتل، شرارت، تجاوز و . . . ممكن است زنداني يكي از اين زندان ها باشد. اما من زنداني زنداني بودم كه نشان در بي نشاني داشت !!! آري من زنداني انفرادي جهل خود بودم و حدود 10 سال از بهترين ايام زندگي ام را در زندان اعتياد سوختم ولي هيچگاه نساختم !!! از بچگي انسان كنجكاوي بودم و گاهي اين كنجكاوي تاوان سنگيني برايم به ارمغان مي آورد. در مورد اعتياد هم براي من صرفا" تجربه يك حس جديد بود و اينكه اگر اعتياد چنين و چنان مي كند، پس چرا بعضي ها به سراغش مي روند و چرا اين همه بدبختي و مشكلات را به جان مي خرند وتمام زندگي وآبروي خود را ازدست مي دهند ولي دست ازاعتياد نمي كشند!! از طرفي چون بچه مثبتي بودم(دغدغه ام درس و ورزش بود) پس مطمئن بودم كه " من " هرگز معتاد نمي شوم چراكه حواسم جمع است و اراده دارم، غافل از اين كه در دريا كسي غرق مي شود كه شنا بلد باشد و كسي كه شنا نمي داند، وارد آب نمي شود !!! خب من هم با اين توهم، به صورت تفريحي و يا تفنني چند سالي ترياك مصرف مي كردم و گهگاهي موادي ديگر نظير حشيش، قرص، مشروب، اكس و . . . را امتحان كردم ولي چون هنوز سيستم فيزيولوژي بدنم وابسته به مواد نشده بود و با اصطلاح خماري نكشيده بودم، بيشتر مطمئن بودم كه معتاد نمي شوم، باور داشتم چون تفريحي مصرف مي كنم، هر وقت دلم بخواهد مصرف را براي هميشه قطع مي كنم !!! تا اينكه با افت و خيزهاي دوران جواني و شكست هاي مالي، اجتماعي و عاطفي، هر دفعه اين مصرف تفريحي به عادت روزانه بيشتر نزديك مي شد. زماني به خود آمدم و ديدم چند سالي است مصرف كننده حرفه اي شدم و از ترس خمار شدن از همه بريده بودم و ديگر در خانواده هم جايگاهي نداشتم و كارم شده بود تهيه مواد و نشئه كردن. البته چون هنوز كار مي كردم مشكلي بابت پول مواد نداشتم و از ظاهرم هم كمتر كسي به مشكلم پي مي برد. با اينكه مصرف روزانه داشتم و لي خودم هم مثل باور غلط مرسوم در جامعه معتاد را شخصي ژوليده، كارتن خواب و آواره مي دانستم و به هيچ عنوان خودم را معتاد نمي دانستم، غافل از اين كه اعتياد جنسيت، مدرك، پول، دين و مذهب، سن و سال، موقعيت اجتماعي و .... نمي شناسد و هر كسي ممكن است روزي از روي ناداني اسير اين شيطان شود !!! من واقعا" خواهان رهايي بودم و خيلي راهها را براي رهايي از اين بند تجربه كردم. ترك هاي مختلف اعم از ترك ناگهاني و يكدفعه، چند روزه، داروهاي گياهي وعطاري، سم زدايي و ... كه متاسفانه هيچكدام جوابگو نبوده و نيستند و هربار پس مدتي تحمل دردآور خماري، با حال خرابتر و مصرف بيشتر دوباره به مصرف مواد رو مي آوردم و دوباره يك دنيا برچسب بي غيرت، بي اراده، انگل و ... به كوله بار نكبت و بدبختي ام افزوده مي شد. " هر كسي از ظن خود شد يار من . . . " از شما مي پرسم: آيا براي فتح يك قله فقط صرف داشتن اراده كافي است؟ يا اينكه نياز به آموزش،شناسايي راه درست،داشتن ابزار،ازهمه مهمتر داشتن راهنمايي كه خود مسير را رفته هم دارد؟! متاسفانه آگاهي عمومي جامعه، حتي جامعه متخصصین از مساله بيماري اعتياد بسيار كم و حتي نادرست است و اكثرا" فريب ظاهر اعتياد را مي خورند و همينكه شخص مصرف كننده چند روزي مصرف نكند مي گويند پاك شده، ولي از بهم ريختگي درون شخص اعم از بي قراري، احساس پوچي، بي انگيزگي، ناتواني جنسي و ... كه تازه بعد ماه هاي اول شروع و تا ساليان سال شخص را بطور جدي آزار مي دهد خبري ندارند !!! خدا را شاكرم، بالاخره بهترين راه درمان قطعي بيماري اعتياد را به من، كه با تمام وجودم خواهان رهايي بودم نشان داد و با مجموعه اي آشنا شدم كه اين بيماري را بصورت تدريجي و از ريشه درمان مي كرد. در اين جا براي اولين بار ديدم كه صورت مساله اعتياد شكافته شد، با تفكر(نه تخيل و توهم) آشنا شدم، فهميدم كه اعتياد يك بيماري است و مثل هر بيماري ديگر بايد درمان شود، اين رفتار معتاد گونه است كه ضد ارزش و نفرت انگيز است نه شخص بيمار!!! در اين جا فهميدم كه اعتياد قابل درمان است، همانطور كه سال ها طول كشيد كه من مصرف كننده حرفه اي شدم زمان لازم است كه به درمان قطعي و هميشگي برسم و روش هاي يك دفعه و سريع و دارويي خيانت هايي است كه هيچ نامردي با دشمن خود نمي كند(تمام اين بلاها را با تك تك سلول هايم لمس كردم)، فهميدم كه درمان اعتياد بالاتر از ترك ظاهري مواد است و رسيدن به تعادل بسيار بالاتر از درمان، در اين جا معني واقعي محبت را فهميدم و بسياري از آموزش هاي ديگر، كه حيف گفتني نيست. چرا كه بوي گل سرخ را بايد حس كرد و گرنه هيچ تمثيل و كلامي قادر نيست بوي آنرا به مشام برساند. خدا را شاكرم، پس از يكسال كه از درمانم گذشته ديگر مثل روش هاي باطل شده گذشته ام چيزي به اسم برگشت، وسوسه و لغزش ندارم و زندگي بسيار عالي و پراز اميد و عشق دارم و در حال حاضر خودم به عنوان یکی از راهنمايان رايگان درمان اعتياد، در حال خدمت به عزيزاني هستم كه خواهان رهايي اند. و در پايان از تمامي عزيزاني كه در اين راه تابيدند تا چراغ راه من باشند سپاسگزارم و با افتخار دستشان را مي بوسم. بخصوص مادر صبور و عاشقم و راهنماي فهيم، دلسوز و با محبت ام، علي آقا. اميدوارم همه آن كنيم كه فرمان است . . . |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 3:46 توسط سوشيانت |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چون خالق مهربان ما الله است
آغاز سخن همیشه بسم الله است این وبلاگ, نوشته ای است از تجربیات,مطالب علمی,واقعیتهای اجتماعی و آرزوهای هدفمند در مورد آسیب های اجتماعی(بخصوص بیماری اعتیاد)و قصد دارد با همفکری شما عزیزان از زاویه ای متفاوت به آسیب اجتماعی نگاهی بیاندازد.نگاهی از روی ( تفکر - ایمان - محبت ) اگر دوستان نیاز به مشاوره علمی و رایگان دارند می توانند به مدیریت وبلاگ ای میل کنند . شماره تماس راهنمای درمان رايگان انواع سوء مصرف مواد: 02177648490 سلام . . . |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 |
|
RSS
|